شوق پرواز
در سکوت تنهايي خود به يادتت مي افتم و سرپاي وجودم از عشقت لبريز ميشود به اميدي روزي که بيايي و غروب دلتنگيها را به سپيده با تو بودن برساني و دفتر سرنوشت مرا با سرانگشت معجزه گرت ورق بزني وقتي به تو فکر ميکنم در خلوت تنهاييم ديگر تنها نيستم....
شوق عشق

دوستت دارم خيلي خيلي بيشتر از اندازه اي كه فكر بكني ...

 

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد

?setayesh | در چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387 ساعت 1:17 قبل‏ازظهر | پیوند | | مهربون همیشگی (10) | ارسال به دوستان



**********************************************************